همچنین با نامهای:
Santa Sangre، Heilig bloed، Holy Blood، Santa Sangure Seinaru Chi
توضیحات:
فینیکس در خانوادهای سیرکگرد به دنیا آمده است. پدرش، اورگو، چاقوانداز سیرک است و مادرش، کونچا، بندباز و هنرمند نمایشهای آکروباتیک.
روزی کونچا متوجه میشود که اورگو با زن جوانی که سراسر بدنش خالکوبی شده رابطه دارد. او در اوج حسادت، اسیدی به صورت همسرش میپاشد. اورگو نیز در اقدامی تلافیجویانه، هر دو دست همسرش را قطع میکند و سپس گلوی خودش را میبرد.
تمام این اتفاقات در برابر چشمان فینیکسِ خردسال رخ میدهد. در نتیجه این حادثه، او دچار آسیب شدید روانی شده و به یک بیمارستان روانپزشکی منتقل میشود.
سالها بعد، فینیکس از بیمارستان مرخص میشود و نزد مادرش، که اکنون هر دو دست خود را از دست داده، زندگی میکند. او تمام روز به مادرش در کارهای روزمره کمک میکند و حتی سعی دارد فرمولی برای نامرئی شدن پیدا کند.
اما با زنده شدن خاطرات تلخ دوران کودکی، مجموعهای از قتلهای خشونتآمیز آغاز میشود.
این فیلم به کارگردانی Alejandro Jodorowsky ساخته شده است.