ترجمه:
سوفیا پس از تحمل فقدانی ویرانکننده، حاضر است برای تغییر سرنوشتش دست به هر کاری بزند.
او مردی به نام جوزف را که در علوم غریبه و آیینهای جادویی تخصص دارد استخدام میکند و هر دو به خانهای دورافتاده در ولز میروند تا مجموعهای از آیینهای خشن و اسرارآمیز را که جوزف برای موفقیت ضروری میداند، آغاز کنند.
با گذشت زمان، رابطهٔ آنها به نبردی تلخ و روانی تبدیل میشود. اما سوفیا کمکم حضور موجودی نامرئی را احساس میکند و صداهایی میشنود که نشان میدهند شاید این آیینها واقعاً در حال اثر گذاشتن باشند.
با این حال، برای رسیدن به چیزی که بیش از هر چیز آرزویش را دارد، سوفیا باید مسیری هولناک و سرشار از ترس را پشت سر بگذارد.