داستان فیلم (حاوی اسپویل):
این فیلم با الهام آزاد از پرونده جنایتکاران معروف «Lonely Hearts Killers» ساخته شده، اما داستان در کشور Belgium جریان دارد.
گلوریا، مادری مجرد، در سردخانه کار میکند و زندگیاش از نظر احساسی بسیار سرد و بیروح شده است. تا اینکه با میشل آشنا میشود. میشل در ابتدا آدمی عجیب و حتی کمی زننده به نظر میرسد، اما رابطه او با گلوریا باعث میشود زندگی گلوریا کاملاً دگرگون شود. پس از مدتی، وقتی میشل او را ترک میکند، گلوریا دخترش را نزد یکی از دوستانش میگذارد و به دنبال او میرود.
این دو به این نتیجه میرسند که آنقدر شخصیتهای آشفته و ناسالمی دارند که برای یکدیگر مناسب هستند. بنابراین نقشهای میکشند تا زنان مسنتر را فریب دهند و سپس برای به دست آوردن پولشان آنها را به قتل برسانند.
اما مشکل اینجاست که گلوریا نسبت به میشل حسادت بیمارگونهای دارد. هر بار که میشل برای اجرای نقشه مجبور میشود با زن دیگری صمیمی شود، حسادت گلوریا از کنترل خارج میشود و خشم او زودتر از آنکه بتوانند پول قابل توجهی از قربانیان به دست آورند، همه چیز را به هم میریزد.
این فیلم دومین قسمت از سهگانه آردن (Ardennes Trilogy) ساخته Fabrice du Welz است که پس از Calvaire ساخته شد. مانند فیلم قبلی، بازیهای دو نقش اصلی از نقاط قوت اثر محسوب میشود.
در مجموع، فیلم بیشتر روی رابطه بیمارگونه، وابستگی وسواسی و روانشناسی دو شخصیت اصلی تمرکز دارد تا صرفاً جنایتها. یکی از آن داستانهایی که وقتی تمام میشود، آدم به این نتیجه میرسد که بعضی زوجها به جای زوجدرمانی، مستقیم سر از فیلمهای جنایی درمیآورند.