همچنین با نامهای: Hei Tai Yang 731، Black Sun 731، Camp 731، Men Behind The Sun: Camp 731
توضیحات:
در دهه ۴۰، فرماندهی ژاپن در منچوری اشغالشده اردوگاه تمرکز «Camp 731» را ایجاد کرد. زندانیان، که بیشتر آنها چینی بودند، موادی برای آزمایش تحمل شرایط سخت، مانند سرما، ارتفاع، و همچنین برای آزمایش سلاحهای بیولوژیکی بودند. در میان ژاپنیها کسانی بودند که بهتدریج به این ایده عادت کردند که زندانیان انسان نیستند، بلکه مواد اولیه هستند. این موضوع بهوضوح در گروه نوجوانان بسیجشده دیده میشود.
نقد:
«مرد پشت خورشید». از بعضی جهات، فیلم تون فی مو را میتوان به این دلیل دانست که دوستانی که شوخیهای خشن را دوست دارند یا از «Hostel» تحت تأثیر قرار گرفتهاند، با خوشحالی چند جزئیات از «Unit 731» نسبتاً قدیمی را تعریف میکنند و از دیگران میخواهند قبل از تماشا کیسههای کاغذی آماده کنند. من این فیلم را در دسته آثاری قرار میدهم که فقط در مواقع اضطراری توصیه میشوند، با وجود اینکه آن را بسیار بااستعداد، مهم و ماهرانه میدانم.
تون فی مو (کارگردان Lost Souls و Trilogy of Lust)، که حرفهای نسبتاً ثابت در ساخت ملودرامهای عامهپسند و فیلمهای اکشن داشت، در سال ۱۹۸۸ تنها فیلم کموبیش شناختهشده خود را ساخت که به نسلکشی جمعیت چین توسط نیروهای ژاپنی در طول جنگ جهانی دوم در منچوری اختصاص داشت. «Unit 731»، اردوگاه کار اجباری بدنام برای توسعه سلاحهای بیولوژیکی، به این ترتیب به یک ابزار سیاسی تبدیل شد و «The Men of the Sun» را به جایگاه یک فیلم کالت و پرارجاع رساند. البته اینجا آشویتس-بیرکناو نیست، اما مواد لازم برای فیلمبرداری برای کارگردان هنگکنگی کافی بود. علاوه بر این، بیشتر هنرمندان تا آن زمان خود را به عکسهای سیاهوسفید قربانیان یا نماهای کوتاه از افراد رنجکشیده در اتاق گاز محدود کرده بودند. اما تون فی مو تصمیم تحریکآمیزی گرفت تا همه چیز را تا حد ممکن واقعگرایانه فیلمبرداری کند و به همین دلیل فیلمش حتی بیشتر از صرفاً سرزنش ژاپن برای گذشتهاش توجه جلب کرد.
با این حال، اگر «The Men Behind the Sun» فقط یک فیلم ترسناک معمولی با حوضچههای خون و گربههای جویدهشده بود، آن فضای تیرهای که همراه آن است وجود نداشت. فقط کمی احساس تهوع باقی میماند. وقتی درباره این فیلم صحبت میکنیم، قبل از هر چیز باید از یک درام نظامی قدرتمند صحبت کنیم که موضوعی پیچیده و حیاتی مانند غیرانسانی بودن را مطرح میکند. و بعد از تماشای فیلم مو، فقط یک احساس سنگینی باقی نمیماند، بلکه انگار تازه از سفری هیجانانگیز به نهمین دایره جهنم برگشتهاید.
منچوری، که توسط نیروهای ژاپنی اشغال شده است. از میان گروه پانزده پسر، یک واحد از سپاه جوانان به واحد ۷۳۱ اعزام میشود که درگیر نوعی توسعه محرمانه است. آموزش نظامی و مقررات زمان جنگ برای این پسرها آسانتر از زمانی است که سرانجام میفهمند فرماندهانشان چه میکنند و دولت ژاپن با چه روشهایی در حال توسعه سلاحهای بیولوژیکی است. مردم پشت خورشید «ماروتا» («کندهها») هستند، ساکنان محلی که اسیر شدهاند و باید در سلامت نگهداری شوند. قهرمانان جوان همراه با تماشاگر شاهد آزمایشهای وحشتناک روی انسانها هستند و اینکه کدامیک از دانشآموزان واحد ۷۳۱ پس از پایان اردوگاه انسان باقی خواهند ماند، سؤال بزرگی است.
«The Men Behind the Sun» ویرانکننده است. بسیاری از بینندگان، کارگردان را به نداشتن اخلاق، آزار حیوانات و جانبداری سیاسی متهم کردهاند. واقعاً همه چیز بیش از حد است. نه تصاویر خشونت، بلکه درک این موضوع که همه اینها فقط کمی بیش از شصت سال پیش در جهان اتفاق افتاده، آنچه ممکن است برای انسانها رخ دهد، و اینکه اگر مثلاً کیسهای از ککهای آلوده به طاعون خیارکی روی پایتختی مانند مسکو یا پکن بیفتد، چه خواهد شد، ترسناکتر است. تون فی مو مخاطب را از صندلی راحتش بلند میکند و مستقیماً در مرکز یکی از تاریکترین بخشهای تاریخ بشر قرار میدهد تا تماشاگر ببیند و نتیجه بگیرد که جنگ، اردوگاههای کار اجباری، نسلکشی و آزمایش روی انسانها غیرانسانی و خطرناک هستند.
این خطر برای روان تماشاگر است. مرز میان سینما و واقعیت محو میشود و خودم را جایی پیدا میکنم که نمیخواهم باشم. فکر میکردم این فقط یک فیلم است، اما بیش از حد به من نزدیک و ترسناک است. و بعد از پایان تیتراژ فقط این را ارزیابی میکنم که آیا جایی در نزدیکی ما نسلکشی دیگری در حال شکلگیری نیست، و اینکه چقدر آسان است اگر هر روز چنین چیزهایی را روی نمایشگرها و پوسترها به انسان نشان دهند، خشونت را در قلب او پرورش دهند. و از همه بدتر، بیمعنا بودن آن است. «The Man Behind the Sun» نوعی صلحطلبی شکستناپذیر است. فقط روش رساندن این پیام به نظر من بیش از حد مستقیم است.