مارتین، مردی منزوی و روانآشفته که شیفته شخصیت خیالی دکتر هایتر است، رؤیای ساختن یک «هزارپای انسانی» دوازدهنفره را در سر میپروراند و برای تحقق این خیال بیمارگونه دست به کار میشود.