اِوا، نویسنده و مسافر حرفهای متأهل، بعد از یک شب پرهیاهو و رابطهی بدون محافظ باردار میشود. جاهطلبیهای شغلیاش کنار میرود و او نمیتواند مثل زنان اطرافش از بارداری لذت ببرد؛ گاهی حتی حالش از آن بههم میخورد. بعد از بهدنیا آمدن کوین، هر وقت پیش اوا است بیوقفه گریه میکند و هرچه کوین بزرگتر میشود، تلاش اوا برای نزدیک شدن به او مصنوعیتر و رقتانگیزتر میشود. کوین بسیار زودتر از سنش دستکاریگر و حیلهگر میشود. انگار ناامیدی اوا را حس میکند و از رد کردن او لذتی سادیستی میبرد، در حالی که با پدرش رابطهی دوستانه دارد. سرانجام کوین کاری چنان هولناک میکند که اوا با خشم جامعه روبهرو میشود، اما حاضر نیست پیوند خونیاش با او را رها کند.